داوری دعاوی هنرمندان، ضرورتی حیاتی…

رفت و آمد به دادگاه و پیگیری پرونده و طرح یا دفاع در دعاوی از کارهایی است که شاید به جرات بتوان گفت واقعا هیچ شخصی علاقه واقعی به آن ندارد. البته شاید برخی افراد را شاهد بوده ایم که برای کوچکترین کدورت و اختلاف حساب و سوء برداشتی؛ راه شکایت و دادخواست از طریق مراجع قضایی را پیش می گیرند و خود و طرفشان را در یک پروسه سخت و وقت گیر قرار می دهند، اما اغلب قریب به اتفاق قدم گذاشتن در راهرو دادگاه ها را کاری سخت و غیر جذاب می دانند.

این ناخوشایندی در جایی نمود بیشتری دارد که فرد درگیر در این ماجرا از قشر خاصی باشد که حضور در دادگاه برای یک فرد از آن قشر (چه خواهان و چه خوانده/ چه شاکی و چه متشاکی) باعث کسر کلاس و سابقه منفی برای ایشان باشد.

هنرمندان قشری هستند که همیشه بسته به هنری که اجرا می نماید الگویی برای بخشی از جامعه هستند و اغلب برای مردم قابل احترام و دوست داشتنی می باشند. با وجود این خصوصیت، اینکه هنرمندان روابط حقوقی با یکدیگر و دیگر مردم نداشته باشند، قابل تصور نمی باشد. بنابراین امکان اینکه یک هنرمند به هر دلیل مجبور به شکایت از فردی شود کاملا امکان پذیر است. همچنین امکان اینکه مورد خطاب یا خوانده یا متشاکی قرار بگیرد نیز بسیار محتمل می باشد. پس به تبع آن امکان اینکه یک هنرمند در یک پروسه ای قرار گیرد که با حضور و رفت و آمد در دادگاه، چه پیروز شود و چه شکست بخورد، متاسفانه شاید نگاه خوبی به ایشان نشود وجود دارد.

نهاد داوری امکانی است که همه مردم با برقراری آن موجب شوند که اختلافات خود را در بیرون از دادگاه و در محل و مکان و زمانی که تمایل دارند رفع نمایند. بنابراین هنرمندان اگر این مهم را به کار بگیرند؛ با ایجاد موافقتنامه های داوری و شرط گذاری داوری در قراردادهایشان می توانند خود را از قرارگیری در شرایطی که مجبور به حضور در دادگاه شوند، مصون بدارند.

سید محمد حسن طباطبایی نیک – موسسه حقوقی داوری فکرنو

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید